تبلیغات
زندگی نامه - زندگی نامه ی عطار نیشابوری
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حسین قهرمانی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا این وبلاگ چقدر برایتان مفید واقع شد؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زندگی نامه





زندگینامه عطار نیشابوری

 


فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبكر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، یكی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است. بنا بر آنچه كه تاریخ نویسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را 513 و بعضی سال ولادتش را 537 هجری.ق، می دانند. او در قریه كدكن یا شادیاخ كه در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد. از دوران كودكی او اطلاعی در دست نیست جز اینكه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده كه بسیار هم در این كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده كه معروفترین آن این است كه:

 


"روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار كمك خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش كاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد."

 


او بعد از مشاهده حال درویش دست از كسب و كار كشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف ركن الدین اكاف رفت كه در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه كرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالكان طریقت در سفر گذراند و از مكه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت كرد و در همین سفرها بود كه به خدمت مجدالدین بغدادی رسید. گفته شده در هنگامی كه شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می كرد كه در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین كه در آن زمان كودكی خردسال بود داد. عطار مردی پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود كه به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نیز گفته های مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری .ق، دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را 632 و 616 دانسته اند ولی بنا بر تحقیقاتی كه انجام گرفته بیشتر محققان سال وفات او را 627 هجری .ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده كه او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یك سرباز مغول به شهادت رسیده كه شیخ بهاءالدین در كتاب معروف خود كشكول این واقعه را چنین تعریف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشیری توسط یكی از مغولان بر دوش شیخ خورد كه شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست كه مرگش نزدیك است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:

 


در كوی تو رسم سرفرازی این است مستان تو را كمینه بازی این است


با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید كه تو را بنده نوازی این است

 


مقبره شیخ عطار در نزدیكی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.

 

 

مقبره عطار نیشابوری

 

 

ویژگی سخن عطار :

 

 

عطار، یكی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاریخ ادبیات ایران است. سخن او ساده و گیراست. او برای بیان مقاصد عرفانی خود بهترین راه را كه همان آوردن كلام ساده و بی پیرایه و خالی از هرگونه آرایش است انتخاب كرده است. او اگر چه در ظاهر كلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحكام سخن استادانی همچون سنایی را ندارد ولی آن گفتار ساده كه از سوختگی دلی هم چون او باعث شده كه خواننده را مجذوب نماید و همچنین كمك گرفتن او از تمثیلات و بیان داستانها و حكایات مختلف یكی دیگر از جاذبه های آثار او می باشد و او سرمشق عرفای نامی بعد از خود همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آن دو نیز به مدح و ثنای این مرشد بزرگ پرداخته اند چنانكه مولوی گفته است:

 

 

عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیم

 

 

آثار عطار نیشابوری

 

 

معرفی آثار عطار :

 

 

آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود. آثار منظوم او عبارت است از: 1- دیوان اشعار كه شامل غزلیات و قصاید و رباعیات است. 2- مثنویات او عبارت است از: الهی نامه، اسرار نامه، مصیبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بی سر نامه، منطق الطیر، جواهر الذات، حیدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجایب. از میان این مثنویهای عرفانی بهترین و شیواترین آنها كه به نام تاج مثنویهای او به شمار می آید منطق الطیر است كه موضوع آن بحث پرندگان از یك پرنده داستانی به نام سیمرغ است كه منظور از پرندگان سالكان راه حق و مراد از سیمرغ وجود حق است كه عطار در این منظومه با نیروی تخیل خود و به كار بردن رمزهای عرفانی به زیباترین وجه سخن می گوید كه این منظومه یكی از شاهكارهای زبان فارسی است و منظومه مظهر العجایب و لسان الغیب است كه برخی از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخی دیگر معتقدند كه این دو كتاب منسوب به عطار نیست.

 

 

زندگینامه عطار نیشابوری

 


آثار منثور عطار:

 


یكی از معروفترین اثر منثور عطار تذكرة الاولیاست كه در این كتاب عطار به معرفی 96 تن از اولیا و مشایخ و عرفای صوفیه پرداخته است.

 

 

گزیده ای از اشعار عطار نیشابوری

 


ای هجر تو وصل جاودانی                                            اندوه تو عیش و شادمانی

 

در عشق تو نیم ذره حسرت                                       خوشتر ز وصال جاودانی

 

بی یاد حضور تو زمانی                                              كفرست حدیث زندگانی

 

صد جان و هزار دل نثارت                                            آن لحظه كه از درم برانی

 

كار دو جهان من برآید                                                گر یك نفسم به خویش خوانی

 

با خواندن و راندم چه كار است؟                                  خواه این كن خواه آن، تو دانی

 

گر قهر كنی سزای آنم                                               ور لطف كنی سزای آنی

 

صد دل باید به هر زمانم                                             تا تو ببری به دلستانی

 

گر بر فكنی نقاب از روی                                             جبریل شود به جان فشانی

 

كس نتواند جمال تو دید                                             زیرا كه ز دیده بس نهانی

 

نه نه، كه به جز تو كس نبیند                                      چون جمله تویی بدین عیانی

 

در عشق تو گر بمرد عطار                                           شد زنده دایم از معانی

 

 

******

 


گم شدم در خود چنان كز خویش ناپیدا شدم              شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم

 

سایه ای بودم  ز اول بر زمین افتاده خوار               راست كان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم

 

ز آمدن بس بی نشان و ز شدن بی خبر                      گو بیا یك دم برآمد كامدم من یا شدم

 

نه، مپرس از من سخن زیرا كه چون پروانه ای               در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم

 

در ره عشقش قدم در نِه، اگر با دانشی                 لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم

 

چون همه تن می بایست بود و كور گشت             این عجایب بین كه چون بینای نابینا شدم

 

خاك بر فرقم اگر یك ذره دارم آگهی                  تا كجاست آنجا كه من سرگشته دل آنجا شدم

 

چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان                          من ز تأثیر دل او بیدل و شیدا شدم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 بهمن 1391 :: نویسنده : حسین قهرمانی
نظرات ()
چهارشنبه 28 فروردین 1398 10:54 ب.ظ
日本最高級スーパーコピーブランド時計激安通販専門店
چهارشنبه 28 فروردین 1398 10:54 ب.ظ
コピーブランド最安値安売iPhone8/iphone8 plus/xケース激安専門店
چهارشنبه 28 فروردین 1398 10:53 ب.ظ
バッグ
دوشنبه 19 تیر 1396 11:03 ق.ظ
We are a bunch of volunteers and starting a brand
new scheme in our community. Your web site provided us with useful info to
work on. You have done an impressive process and our entire neighborhood will probably be thankful to you.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:03 ق.ظ
My developer is trying to convince me to
move to .net from PHP. I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress
on various websites for about a year and am worried about switching to another platform.

I have heard great things about blogengine.net.
Is there a way I can import all my wordpress content into it?
Any help would be greatly appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر