تبلیغات
زندگی نامه - زندگی نامه ی فردوسی
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حسین قهرمانی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا این وبلاگ چقدر برایتان مفید واقع شد؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زندگی نامه





                                                                                                                               زندگی نامه ی فردوسی                                          

حكیم ابوالقاسم فردوسی ، پادشاه ادب پارسی
بزرگترین شاعر دوره سامانی و غزنوی، حكیم ابوالقاسم فردوسی است. فردوسی در طبران طوس به                                                 
سال 329 هجری بدنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و در آن ولایت مكنتی داشت. در جوانی از بركت
درآمد املاك پدر به كسی محتاج نبود؛ اما اندك اندك آن اموال را از دست داده و به تهیدستی افتاد.
فردوسی از همان ابتدای كار كه به كسب علم و دانش پرداخت به خواندن داستان هم علاقمند شد و
مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات راجع به گذشته ایران علاقه می ورزید. همین علاقه به داستانهای كهن بود كه
او را بفكر نظم شاهنامه انداخت. چنانكه از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این
كتاب بود. فردوسی نزدیك به سی سال از بهترین ایام زندگی خویش را وقف شاهنامه كرد و بر سر اینكار
جوانی خود را به پیری رسانید. به امید اتمام شاهنامه تمام ثروت و مكنت خود را اندك اندك از دست داد.
در اوایل شروع این كار، هم خود او ثروت و مكنت كافی داشت و هم بعضی از رجال و بزرگان خراسان
وسایل آسایش خاطر او را فراهم می كردند. اما در اواخر كار كه ظاهراً قسمت عمده شاهنامه را به اتمام
رسانده بود در دوران پیری گرفتار فقر و تنگدستی گردید، و در دوران قحطی و گرسنگی خراسان كه در
حدود سال 402 هجری قمری روی داد، از ثروت و دارائی عاری بود. باید دانست بر خلاف آنچه مشهور
است، فردوسی شاهنامه را صرفاً بخاطر علاقه خویش و حتی سالها قبل از آنكه سلطان محمود به سلطنت
برسد، آغاز كرد؛ اما چون در طی این كار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، در صدد برآمد كه آنرا
بنام پادشاهی بزرگ كند و بگمان اینكه سلطان غزنین چنانكه باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را بنام
او كرد و راه غزنین را در پیش گرفت. اما سلطان محمود كه به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از
تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن شاعر را ندانست و او را چنانكه شایسته اش بود تشویق
نكرد. بعضی گفته اند كه به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بد دینی متهم گشته بود و از این
رو سلطان باو بی اعتنائی كرد. ظاهراً بعضی از شاعران دربار سلطان محمود كه بر لطف طبع و تبحر استاد
طوس حسد می بردند خاطر سلطان را مشوب كرده و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر
وی پست و ناچیز جلوه داده بودند. بهر حال گویا سلطان شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم بزشتی یاد
كرد و چنانكه مؤلف تاریخ سیستان می گوید، بر فردوسی خشم آورد كه " شاهنامه خود هیچ نیست مگر
حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست". و گفته اند كه فردوسی از این بی اعتنائی
محمود بر آشفت و آزرده خاطر گشت و بیتی چند در هجو سلطان محمود گفت و از بیم محمود غزنین را
ترك كرد و با خشم و ترس در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر
میرفت تا آنكه سرانجام در زادگاه خود طوس درگذشت. تاریخ وفاتش را بعضی 411 و برخی 416 هجری
قمری نوشته اند. گویند كه چند سال بعد، محمود را بمناسبتی از فردوسی یاد آمد و از رفتاری كه با آن
شاعر آزاده كرده بود پشیمان گردید و در صدد دلجوئی از او برآمد و فرمان داد تا مالی هنگفت برای او از
غزنین به طوس گسیل دارند و از او دلجوئی كنند. اما چنانكه تذكره نویسان نوشته اند، روزی كه هدیه
سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند؛ از وی جز دختری نمانده
بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر وفات یافته بود و استاد را از مرگ خود پریشان و اندوهگین ساخته بود.
شاهنامه مهمترین سند عظمت زبان پارسی و بارزترین مظهر شكوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم است.
فردوسی طبع لطیف و خوی پاكیزه داشت. سخنش از طعن و هجو و دروغ و تملق خالی بود و تا میتوانست
الفاظ ناشایست و كلمات دور از اخلاق بكار نمی برد. در وطن دوستی سری پر شور داشت. از تورانیان و
رومیان به سبب صدماتی كه بر ایران وارد آورده بودند نفرت داشت. بهر حال استاد طوس مردی پاكدل و
نوعدوست و مهربان بود.
بزرگی به مردی و فرهنگ بود گدائی در این بوم و بر ننگ بود
از آن روز دشمن به ما چیره گشت كه ما را روان و خرد تیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد كه نان آورش مرد بیگانه شد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 بهمن 1391 :: نویسنده : حسین قهرمانی
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.